أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
مقدمه 26
آثار الباقيه ( فارسى )
نوزدهتايى از همه كاملتر است و از اين رهگذر معمول گشته . از سويى ديگر روز اول سال نبايد دوشنبه و چهارشنبه و جمعه باشد زيرا صوم آنان به روزهايى مىافتد كه مانع انجام آن مىشود مثلا اگر جمعه را روزه دارند چون روزه ايشان بيست و پنج ساعت است مقدارى از روزه داخل مدت حد سبت مىشود كه از غروب شنبه آغاز مىگردد و با راحت سبت معارض است و اشكالاتى ديگر هم در صورت دانستن اين سه روز را اول سال روى مىدهد پس اين هم بايد چارهجويى شود و براى دو تعديل مذكور جداول و حسابهاى دقيقى ترتيب دادند كه بيش از اندازه در آنها دقت شده . در بادى امر چنين به نظر مىرسد كه اين جداول و كارهاى نجومى از زمان خروج از مصر كار خود يهود بوده و بيرونى در اين موضوع چيزى نمىگويد ولى تصور مىكنم به گمان نزديك به يقين كه از زمان موسى تا اسارت كلده بهطورى با روش عاميانه اين مشكلات را رفع و رجوع مىكردند و در كلده كه بدون شك مركز علم نجوم بوده و هنوز نام درخشان ساروس Saros زينتبخش كتب نجوم است از علماى نجوم آنجا اين جداول و حسابهاى دماغفرسا استفاده شده بالاخص كه ماههاى دوازدهگانه اين قوم تمام ماههاى كلدانى است و ارسطو در كتاب سماء و عالم يونانيان را مرهون كلدانيان مىداند و از ارصاد و اعمال نجومى اين قوم شرافتمندانه تقدير كرده است . اگر نويسنده مقاله تقويم يهود از بيرونى سپاسگزار است كه نگذاشت اين معلومات از ميان برود ما ايرانيان بيشتر از او از بيرونى سپاسگزاريم كه نگذاشت معلوماتى بسيار ارزنده درباره اعياد و ايام و تواريخ مربوط به ايران فراموش شود و اگر كار او نبود اين قسمتها نيز از خاطرهها مىرفت و راجع به كتب رائج آن عصر چنين مىگويد : « يكسره آنچه را كه در زيجها نگاشتهاند كنار مىگذاريم زيرا نويسندگان اين دفاتر را توجه و عنايتى به اين ايام نبوده و در اكثر اين كتب به نقل از نسخى فاسد كه بيشتر آنها ساختگى است كفايت شده و من آنچه را كه از ناحيه خود زردشتيان بدست آوردهام كه براى اعتقاد دينى توجهى خاص و عنايتى مخصوص بدين روزها داشتهاند در اينجا نقل مىكنم . در كتب رادويه بن شاهويه و خورشيد بن زيار موبد اصفهان و محمد بن بهرام بن مطيار مطالبى در اين بحث يافتم كه مرا از ديگر مراجع بىنياز كرده و آنها را در اينجا بازگو مىكنم » . همچنين از كتب ديگر مانند شاهنامه ابو منصورى كه فردوسى هم از آن بهرهمند شده و ديگر كتب نيز استفاده كرده . پيش از بيرونى برخى از علماى تاريخ اجمالا از تورات اطلاع داشتند كه كورش پادشاه بزرگ ايران يهود را از اسارت كلدانيان آزاد ساخت ولى چون نام كورش را در سلسله پيشدادى و كيانى نديده بودند ناچار طبرى او را يكى از فرمانداران بهمن يا گشتاسب دانسته و گاهى هم او را با كيكاوس افسانهاى يكى شمرده ولى آنچه از